دوست تر از جان ما
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
گر بزنندم به تیغ در نظرش بیدریغ
دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست دوستر از جان ماست
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
گر بزنندم به تیغ در نظرش بیدریغ
دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست دوستر از جان ماست
پی نوشت : البته بنده خودم توی همین زمینه تجربیات زیادی دارم که انشالله به زودی همینجا به بعضی هاش اشاره میکنم . تمامی نکات بالا کاملاً درست و حساب شده هستند ، اما نکته ی اساسی اینست که آیا بکارگیری تمام این روشها در تمام نهادها ، سازمانها ، شرکت ها و …(ی) خصوصی و دولتی به طور یکسان و بدون تغییر امکان پذیر است ؟ و آیا اصولاً خواسته های آنان از فرد مصاحبه شونده مشابه است ؟
تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد
گر چشمه ی زمزمی و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کنند ، گورش را کسی نشناسد ، آن دو شیخ از جنازه اش تشییع نکنند.
وعلی چنین کرد .
اما کسی نمی داند که چگونه ؟ و هنوز نمی داند کجا ؟
در خانه اش ؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست .
آنچه معلوم است ، رنج علی است بر گور فاطمه .
مدینه در دهان شب فرو رفته است ، مسلمانان همه خفته اند . سکوت مرموز شب گوش به گفتگوی آرام علی دارد . و علی که سخت تنها مانده است ، هم در شهر و هم در خانه ، بی پیغمبر ، بی فاطمه . همچون کوهی از درد ، بر سر خاک فاطمه نشسته است .
شب ـ خاموش و غمگین ـ زمزمه ی درد او را گوش می دهد ، بقیع آرام و خوشبخت و مدینه ی بی وفا و بدبخت ، سکوت کرده اند، قبرهای بیدار و خانه های خفته می شنوند ؛ نسین نیمه شب کلماتی را که به سختی از جان علی بر می آید از سر گور فاطمه به خانه ی خاموش پیغمبر می برد :
“ـ بر تو ، از من و از دخترت – که در جوارت فرود آمد و به شتاب به سوی تو پیوست ، سلام ای رسول خدا .”
” از سرگذشت عزیز تو ـ ای رسول خدا ـ شکیبایی من کاست و چالاکی من به ضعف گرایید . اما ، در پی سهمگینی فراق تو . سختی مصیبت تو ، مرا اکنون جای شکیب هست .
من تو را در شکافته گورت خواباندم و در میانه ی حلقوم و سینه ی من جا دادی،
” انا لله و انا الیه راجعون ” .
برگرفته از کتاب ارزشمند : فاطمه ، فاطمه است
عکس از : +

امروز ساعت ۶ بعد از ظهر – بالکن خونه مون
آخرین نظرات