سـه شعــر کوتـاهـ
۱
گرگ ها خورشید را خورده اند
و لاشه ی سرخی را
که گوشه ی آسمان افتاده
کم کم به پشت کوه ها خواهند کشید
۲
از گرگ و میش
فقط گرگ مانده است
۳
گرگ ، شنگول را خورده است
گرگ
منگول را تکه تکه می کند
بلند شو پسرم !
این قصه برای نخوابیدن است .
گروس عبدالملکیان
از : سطرها در تاریکی جا عوض می کنند
بانو
نمی یابمت
اما
کنارتو
گریه مرسوم است
مگر می توان پهلوی تو بود و شکسته نبود ؟
حمید رضا شکارسری

صدایی به رنگ صدای تو نیست
بجز عشق، نامی برای تو نیست
شب و روز تصویر موعود من
در آیینه جز چشم های تو نیست
تن جاده از رفتنت جان گرفت
رگِ راه جز رد پای تو نیست
مزار تو بی مرز و بی انتهاست
تو پاکی و این خاک جای تو نیست
به تشیع زخم تو آمد بهار
که جز سبز، رخت عزای تو نیست
کسی کز پی اهل مرهم رود
دگر شیعه زخم های تو نیست
به آن زخم های مقدس قسم
که جز زخم، مرهم برای تو نیست
قیصر امین پور

تا کنون بغضی شکسته دیده ای؟
مادری از پا نشسته دیده ای؟
تاکنون سرّ نهفته داشتی؟
ماجراهای نگفته داشتی؟
تاکنون دریای ماتم دیده ای ؟
مادرت را با قدّ خم دیده ای ؟
داشتی در سینه آهی دردناک ؟
مادرت را دیده ای بر روی خاک ؟
تا کنون بودی عصای مادرت ؟
از مصیبت خاک ریزی بر سرت ؟
مادرت را سوی خانه برده ای ؟
گوشواره ، دانه دانه دیده ای ؟
دیده ها از اشک و خون پُر دیده ای ؟
خاک کوچه روی چادر دیده ای ؟
شهادت بانوی آب و آینه حضرت فاطمه زهرا (س) را به همه دوستان تسلیت عرض می کنم .
آخرین نظرات