نمی دونم …
نمی دونم چرا همیشه اونی که پشت خطه به من ترجیح داده میشه … ؟
نمی دونم چرا همیشه اونی که پشت خطه به من ترجیح داده میشه … ؟
شاه : حالت چطور است؟
بحمدالله خوب است. همانند حال هر مومن یکتاپرست.
شاه : من (هم) یک مومن هستم.
فقط ادعا کافی نیست. بلکه باید هر ایمانی در حد توان هر کسی، نشانه ای آشکار داشته باشد، چراغ اگر بگوید من چراغ هستم ولی نوری از آن نتابد، این ادعایی بی دلیل خواهد بود این کافی نیست.
وقتی بیرون آمد، خبرنگاران از موضع شاه درباره مساله ای که به خاطر آن به دیدار شاه رفته بود سوال کردند؛ در این شرفیابی شما چه مذاکره ای به عمل آمد؟ با سربلندی گفت: شاه به دیدار من مشرف شد. من به حضور وی شرفیاب نشده بودم.
اینها جملاتی بود که بین یک روحانی ۳۰ ساله و شاه ایران رد و بدل شد . نواب صفوی یکبار دیگر هم وقتی جمال عبدالناصر حرکت اسلامی را منحل کرد اینگونه به او اعتراض می کند : «ای عبدالناصر! تو چگونه به خود اجازه دادی که دفتر حرکت اسلامی را ببندی؟ مگر تو مسلمان نیستی؟ آیا از خدا نمی ترسی؟ آیا نمی دانی که هرکسی در مقابل اسلام بایستد، دچار خشم خداوند می شود؟ای عبدالناصر؟ تو چگونه سازمان اسلامی را منحل شده اعلام می کنی؟ مگر نمی دانی که هر کس حرکت اسلامی را منحل کند، خود به دست خداوند منحل می شود؟!»او اهداف و شعار خود را به طور علنی مطرح می نمومد و از احدالناسی بیم و هراسی نداشت :اعلام ما به دشمنان اسلام و غاصبین حکومت اسلام: شاه ، دولت و سایر کارگردانانی که آنان را به خوبی می شناسیم: ای خائنین! ایران مملکت اسلامی است و شما دزدان و غاصبین هستید که حکومت اسلامی را غصب نموده اید و هر روز آماده فرار هستید.البته اسلام با وطن و ملیت دشمنی ندارد. هر کسی دارای ملیت خاصی است. اما اسلام با ملی گرایی کور مخالف است و بی تردید اگر روزی بین اسلام و ملی گرایی تعارضی پیش بیاید، ما راه اسلام را در پیش خواهیم گرفت.ما یقین داریم که دیر یا زود کشته می شویم. اگر امروز نشد، فردا قطعی است. ولی تردیدی نداریم که فداکاری ها و خون ما، اسلام را زنده خواهد ساخت و این سرآغاز یک انقلاب اسلامی خواهد شد. اسلام امروز نیازمند این کوشش ها و خون هاست و بدون آن، هرگز امکان پیروزی نهضت وجود ندارد.
وقتی پس از کودتای امریکایی ـ انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، همه دستاوردهای نهضت ملی برباد رفت و زنجیرهای اسارت اقتصادی و سیاسی یکی پس ازدیگری با انعقاد پیمانهای گوناگون، توسط رژیم کودتا به دست و پای ملت ایران بسته شد. از جمله آنها، پیمان نظامی بغداد بود که در ۱۳۳۴ میان عراق و ترکیه منعقد شد و سپس ایران، انگلستان و پاکستان بدان پیوستند. این پیمان، کشورهای منطقه را به عنوان سپر امنیتی و نظامی امریکا و انگلستان در برابر شوروی در میآورد. فداییان اسلام به عنوان مخالفت با این قرارداد، حسین علاء نخستوزیر وقت را در آستانه سفر به بغداد جهت شرکت در اجلاس این پیمان در روز ۲۵ آبان ۱۳۳۴ ترور کردند، اما وی جان سالم به در برد و ضارب دستگیر شد و به دنبال آن نواب صفوی و دیگر اعضای مؤثر فدائیان اسلام در اول آذر آن سال بازداشت گردیدند. آنان تحت شکنجههای شدید قرار گرفتند و در دی همان سال در دادگاهی نظامی محاکمه شدند.
سرانجام پس از چند جلسه، دادگاه، نواب صفوی و سه تن دیگر (سید محمد واحدی، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبی) را به اعدام محکوم کرد. حکم دادگاه در بامداد ۲۷ دی ۱۳۳۴ به اجرا درآمد. آنها را پس از شهادت در مسگرآباد تهران به خاک سپردند. مدتی بعد جنازه آنان به قم منتقل شده و در آنجا دفن گردید.

بیست و هفتم دی ماه مصادف با شهادت نواب صفوی ، طهماسبی ، برادران واحدی ،و ذوالقدر از فداییان اسلام به دست رژیم پهلوی است . مجموعه ای ۷۲ صفحه ای از مقالات و مطالب پیرامون فداییان اسلام و شهید نواب صفوی در قالب pdf جمع آوری شده که می توانید ان را دانلود کنید .
این مطلب را پارسال اینجا منتشر کرده بودم .
این طایفه نوع ناسزا شان کوفی است
این هلهله ها ، تن صداشان کوفی است
ارباب به دل نگیراگر می رقصند
این عده شناسنامه هاشان کوفی است …
از : آنین

خب باز هم مردم نشان دادند که هنوز به ارزش ها پایبندند و در برابر هتاکی بر علیه دین آرام نخواهند نشست . در برابر فتنه گران بی دین هیچ مماشاتی نخواهند کرد .در شهرِ ما نیز دیروز تظاهراتی با شکوه به همین بهانه بر پا بود . جمعیتی پر شور و انقلابی از مرد و زن ، پیر و جوان آمده بودند که بگویند ما هنوز ایستاده ایم و الحق و الانصاف که این مهم را ثابت کردند . بعضی می گویند که جمعیت خانوادگی نیوده و اکثرا بچه مدرسه ای بوده اند و با این که از ادارات آمده بودند . اما من با چشمان خودم مادران نوزاد به دستی را دیدم که نه از ادره دولتی آمده بودند و نه از پشت میز مدرسه . مسن هایی که سالهاست بر عهد خود با حمینی کبیر ایستاده اند و در این راه از هیچ کمکی مضایقه نکردند . مردمی که قاب عکس های فلزی و شیشه ای از رهبری و امام خود را از روی دیوارِ ِ منزلِ خود برای ساعتی عاریه گرفتند ، تا نشان دهند از کوچکترین ابتکار برای اعلام انزجار از یزیدیان زمان استفاده خواهند کرد . البته من شرکت کردن برخی نهادها و ادارت و سازمانها در این راهپیمایی را هیچگاه کتمان نمی کنم . اما این را می دانم که تمام جمعیت آنها از ۵۰۰ نفر هم بیشتر نبود .
امروز صبح بیانیه جناب میر حسین را می خواندم که اگرچه به خلاف گویی در بیانیه هایش عادت کرده ام ، اما این پررویی و قیافه حق به جانب گرفتنش در این بیانیه واقعا برایم جالب بود .جای جای این بیانیه نشاهنده کینه ی دیرینه ی او نسبت به نظام است . گاهی اوقات فکر میکنم ، همان بهتر که مسئولین از خودشان عکس العملی نشان نمیدهند . نشان دادن واکنش در چنین شرایطی در قبال چنین افرادی بزرگ کردن آنهاست . کسی که افکار و گفتار مردم را بر نمی تابد و میخواهد آن را به نحوی به دولت منتسب کند و یا اینکه هنوز از یک سخنرانی شخص رییس جمهور در روزهای اول انتخاب شدنش( هر چند با برداشت اشتباه ) می سوزد ؛ اگر مثلا رهبری در قبالش موضعگیری کند چه می خواهد بکند . همان بهتر که دلش به چهارتا قرتی خوش باشد . قرتی هایی که با انتخابات کاری داشتند و دارند ون ه اشخاص برایشان مهم است ، اصل نظام واسلام نشانه و هدف آنهاست. که البته آرزویش را به گور خواهند برد .
اینجا یک قسمت کوتاه از نوشته جناب میرحسین ( نوشته ای که به جای بسم الله الرحمن الرحیم از بسم الرحمن الرحیم استفاده کرده) را آورده ام و لابلای آن از تصاویری که غالبا متعلق به سایتهای خودشان است استفاده کردم .
باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی(+) از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان (+)به صورت مسالمت آمیز (+)و بدون شعارهای تند ( نخست وزیر امام (ره ) قطعاً شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه را در لابلای سوت و کفهای قرتی های هوادارش نشنیده ) روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند (+)، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمایان (+ و +)، تیراندازی نیروهای لباس شخصی (+)که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست. …جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را میبینند ( + و + و + )و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی میکنند بدانها آسیبی نرسد. ….
پی نوشت : قبلا هم در یکی از پی نوشت ها گفته بودم که ابتکار عمل باید دست رسانه ی خودمان باشد . اینبار رسانه تا حدودی به این مهم نزدیک شد و سریع نشان دادن این رخدادها کمک بسیار بزرگی به نقش بر آب کردن نقشه های شومش
آخرین نظرات