نرم نرمک می رسد اینک بهار …

بهار ۸۹ در راه است .سالی که گذشت از لحاظ سیاسی اجتماعی ، سالی پر حادثه و حساس بود . اگر اندک غفلتی میشد شاید سرنوشت چیز دیگری بود . خوب و بدش بماند ولی انصافا سال پرهیاهویی بود که بیشتر از همه ، مردم هزینه اش را پرداختند . سالی که پشت سر گذاشتم برای من سال پر برکت و خوبی بود . الان که به پایان سال رسیدم می توانم با اطمینان بگویم که برای ۸۸ هرچند مختصر ولی برنامه ریزی داشتم . اولویت من برای سال ۸۸ ، مشخص شدن وضعیت کاری ام بود که به لطف خدا و حمایت خانواده ام اواسط سال مشخص شد . امیدوارم وضعیت اشتغال کشورمال که یکی از مهمترین و بزرگترین مشکلات روز است به زودی زود حل شود .
در سالی که رو به پایان است آنچه کلافه کننده بود بی بارانی و کمبود نزولات آسمانی بود . البته پارسال همین موقع نیز چنین نگرانی ای وجود داشت اما بارش های شش ماهه ی اول جبران همه چیز را کرد آنقدر که آن بارش ها در ارزانی قیمت میوه ها بسیار تاثیرگذار بود . انشاالله که امسال هم چنین اتفاقی رخ بدهد .
سال ۸۸ اما برای من از حیث دیگری به یادماندنی و خاطره انگیز خواهد بود ، تشرف به عتبات عالیات سعادتی بود که هیچگاه فکر نمی کردم به آن دست پیدا کنم . داغ ترین روزهای مرداد ماه ۸۸ ، روزهایی بودند که هیگاه از ذهنم پاک نمی شوند ، خاطراتی را برایم رقم زده شد که فکرش مرا به آسمانها می برد . خداوند نصیب همه بکند . آخرین ماه سال ۸۸ بزرگترین و مهمترین اتفاق تمام زندگی ام رقم خورد . مراسم ازدواجم در اسفند ماه انجام شد . باز هم اگر حمایت خانواده ام نبود شاید اصلا این ازدواج سر نمی گرفت . این خانواده ام بودند که همه جانبه شرایط را طوری مهیا کردند که به مشکلی بر نخورم . شاید بعد از این بیشتر صحبت کردم ولی الان همین قدر بگویم که بیشتر از همه چیز ، این رسم و رسوم های غلط هستند که دست و پا گیرند .
حالا الان که فکر می کنم و به پشت سر نگاه می کنم می بینم که من سال پر اتفاقی را پشت سر گذاشتم و انصافا بهار بعد از این همه اتفاق خوب، دلچسب خواهد بود . بهاری که نرم نرمک در راه است . آرزوی سالی پر از خیر و برکت برای همه دارم و امیدوارم این سال با بهاری شاداب و پر انرژی آغاز شود .
پی نوشت۱ : امسال در خبرها می خواندم و می شنیدم که کشور همسایه ترکیه نوروز را به نام خود ثبت کرده است ؛ معنایش را درک نکردم یعنی راستش نخواستم که درک کنم . یعنی آنها هم مثل ما سیزده روز تعطیل اند ؟ به دید و بازدید می روند ؟ آجیل شب ِ عید دارند ؟ هفت سین پهن می کنند ؟ یعنی رییس جمهور آنها یا نخست وزیرشان پیام نوروزی می دهد ؟ یعنی آنها هم به اهل فامیل شان ، کوچک یا یزرگش عیدی می دهند ؟ سبزه گره می زنند ؟ یعنی آنها هم انتظار می کشند تا مثلا پس از سالها یکبار شنبه شان به نوروز بیفتد ؟ … تازه اینها همه که گفتم بخشی از رسومات نوروز ماست . اینها همه کنار هم نوروز را می سازد . بعید می دانم که نوروزشان مثل نوروز ما باشد . هر چند اصل نوروز چیز دیگریست .
پی نوشت ۲ : ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار …
آخرین نظرات