بایگانی

بایگانی سپتامبر

قلب زمین مال ماست

۲۹ شهریور ۱۳۸۹ ۴ دیدگاه

شاعر مرحوم ابوالفضل سپهر

گلوله های دوشکا
هزار هزار ده هزار
رضا دوید سوی تانک
و ناگهان انفجار …

فضای توی کانال
ز دود و گاز پر شد
هیچی دیگه ندیدم
نفهمیدم چطور شد

خلاصه توی کانال
اون روز عجب حالی بود
آهای غنیمت خورا
جاتون عجب خالی بود

یه وقت نگین دروغه
یه وقت نگین که وهمه
اونکه قبول نداره
نمی تونه بفهمه

قصه فرود نداره
فراز قصه اینه
گلوله آر پی جی
هنوز روی زمینه

هر کی می خواد خدافظ
هر کی می خواد بمونه
باید تموم عالم
این حرفها رو بدونه

باید اینو بدونه
گردان هنوز روی پاست
هنوزم که هنوزه
قلب زمین مال ماست

آهای آهای با شمام
گردان هنوز روی پاست
هنوزم که هنوزه
قلب زمین مال ماست

شاعر مرحوم ابوالفضل سپهرنبودنش ۶ساله شد …

روحش شاد

ظهور کن

آقاترین! سکوت مرا غرق نور کن

ما را قرین منت و لطفِ حضور کن

وقتی گناه کنج دلم سبز می شود

آقا شما شفاعت این ناصبور کن

می ترسم از شبی که به دجاّل رو کنیم

آقا تو را قسم به شهیدان ظهور کن


یامهدی

زبان عکس

terry jones

دردی که ما نمی شناسیم

۸ شهریور ۱۳۸۹ ۱ دیدگاه

مردی از صحابه ‌امیرالمؤمنین علیه‏ السلام در جریان جنگ جمل سخت در تردید قرار گرفته بود. او دو طرف را می‏نگریست. از یک طرف علی را می‏دید و شخصیت‏های بزرگ اسلامی… و از طرفی نیز همسر پیامبر و… در رکاب او طلحه را می‏دید؛ از پیشتازان در اسلام، مرد خوش‏سابقه و تیرانداز ماهر میدان جنگ‏های اسلامی… این مرد در حیرتی عجیب افتاده بود که یعنی چه؟ آخر علی و طلحه و زبیر از پیشتازان اسلام و فداکاران سخت‏ ترین دژهای اسلامند، اکنون رو در رو قرار گرفته‏ ا ند؟… به هرحال این مرد محضر ‌امیرالمؤمنین شرفیاب شد و گفت: آیا ممکن است طلحه و زبیر و… در باطل اجتماع کنند… علی در جواب سخنی دارد. فرمود:… حقیقت بر تو اشتباه شده. حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی‏شود شناخت. این صحیح نیست که تو اوّل شخصیت‏هایی را مقیاس قرار دهی و بعد حقّ و باطل را با این مقیاس‏ها بسنجی. فلان‏چیز حقّ است چون فلان و فلان با آن موافقند… اشخاص نباید مقیاس حق و باطل قرار گیرند. این حقّ و باطل است که باید مقیاس اشخاص و شخصیت آنان باشند.۱


درد علی (ع) دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده … و به ناله درآورده است … ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌کند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است که ما آن را نمی‌شناسیم!۲


۱ استاد مطهری/ ۲ دکتر شریعتی