
ایجاز شاعرانه ی چشم تو تا کنون
ما را کشانده است به اعجازی از جنون
هر روز در هوای تو پرواز می کنیم
هر روز می شویم چو خورشید ، سرنگون
تا آستین به قصد تو بالا زدیم شد
شمشیرهای تشنه به خون از کمر برون
باید امید هر چه فرج را به گور برد
بیهوده می بری دل ما را ستون ستون…
این شعر هم ردیف غزل های چشم توست
زخمی نزن که قافیه افتد به خاک و خون
شعر از :مرتضی آخرتی
عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظه ی باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی …*

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باید بتابی
گفتند:
«خورشید خوبی
رفته کناری بخوابد
شاید که دیگر نخواهد
در کوچه ما بتابد.»
گفتند:
«دیگر امیدی
در قلب گلها نمانده
شب روح پروانهها
را از کوچه ما پرانده.»
اما تو یک روز زیبا
از شرق باید بیایی
باید شب کوچهها را
یک روز، روشن نمایی
هر چند دور از تو، اما
گویی کنار تو هستیم
وقتش رسیده، کجایی؟
در انتظار تو هستیم
شب رفته از کوچة ما
آسمان شب صاف و آبی
خورشید خوبی، به پا خیز
باید بتابی، بتابی!
شاهین رهنما
* : از سید حمید برقعی

امسال هم با همه ی خوبی ها و بدی هاش رفت . جای خیلی ها توی سال جدید توی قاب رندگی خالیه … . من امیدوارم سال جدید با اتفاقات خوبی آغاز بشه ، برای همــه . اواخر سالی که در حال گذره حوادثی رخ داد که واقعا ناخوشایند و غمبـــار بود .حمله وحشیانه آل سعود به مردم بی گناه و پناه بحرین ، کشتار ظالمانه مردم لیبی توسط قذافی دیکتاتور و زمین لرزه و فاجعه انسانی در ژاپن از جمله ی این اتفاقات غم انگیز بود .
در این لحظات پایانی سال آرزو می کنم هیچگاه شاهد چنین وقایعی نباشیم و امیدوارم سال نود سال کامیابی ها برای همه باشه .
باز آ، که نو بهار به نام تو بشکـُفـَد
نوروز سرفراز به کام تو بشکـُفـَد
سر مستی دوبارۀ عیش جهان پیر
از جلوۀ شکوهِ تمام تو بشکـفـد
سربسته مانده راز شکوفایی زمین
برگرد، از طراوت گام تو بشکـفـد
بنگر، فروچکد شب ظلمت سرای پست،
آفاق از بلندی بام تو بشکـفـد
بر کاخ اهلِ ظلم، وزد غارتِ خزان
در پیشگاهِ عدلِ تو آلام بشکـفـد
ارباب زور اریکه قدرت فرونهند
تا از نشاط ، چهره ایام بشکـُفـَد
شعر از : مصطفی قلیزاده علیار
تقویم ، شرمسـار هزاران نیامدن
یک بار آمدن و پس از آن نیامدن
این قصه مال توست بیا مهربانترین!
کاری بکـن چقـدر به میـدان نیامدن؟
این خانه ی پر از گل پژمرده هم هنوز
عادت نکرده است به مهمان نیامدن
باران بدون آمدنش نیست بی گمـان
مرگ است در تصور باران ، نیامدن
اما تو با نیامدنت نیـز حاضـری
کم نیست از تو چیزی ازین سان نیامدن
اشیاء خانه جمله ی تاریکِ رفتن اند:
آیینه ، عکس ، پنجره ، گلدان ، نیامدن …
محمدسعید میرزایی
مهر ۸۹ رو به پایانه ؛مهر برای من،مثل خیلی های دیگه یادآور خاطرات زیادیه . علاوه بر زیبایی و آرامش خاصی که داره ،مهر برای من یادآور روزهای اول مدرسه در سالهای دوره . روزهایی که همواره تلخ و شیرینی هایی رو در اون شرایط به همراه خودش داشت .
امسال اما مهر ماه با چند اتفاق فرخنده ی دیگه ای هم همراه بود ،میلاد حضرت معصومه (س) و امام رضا (ع) [که البته امسال از سعادت بنده مصادف شد با روز تولد خودم] و همچنین سفر پر خیر و برکت مقام معظم رهبری به شهر مقدس قم . بدون مقدمه باید بگم که واقعا خوش به حال مردم قم . مهر بی پایان مردم قم سبب شد که به یاد ماندنی ترین مهر در تاریخ انقلاب ماندگار شود .

مردم باوفا و ولایتمدار قم نمونه ای هستند از خیل عظیم وفاداران مردم ایران به ولایت . درود بر مردم بزرگوار قم که گوشه ای از فرهنگ ولایتمداری و انتظار رابه رخ عالم کشیدند .
اصل مطلب : اشتیاق مردم قم را دیدی آقا ؟
دلم گرفته دوباره برایتان آقا
دوباره آمده بر در گرایتان آقا
میان زندگی عالمی ، تو تنهایی
و خالی است غریبانه جایتان آقا
پراست گوش من از حرف های این دنیا
و کر شده است برای صدایتان آقا
بیا و سوخته بال مرا شفایی ده
توان بده بپرم در هوایتان آقا
به غیر شعر ندارم بضاعتی دیگر
تمام قافیه هایم فدایتان آقا
آقاترین! سکوت مرا غرق نور کن
ما را قرین منت و لطفِ حضور کن
وقتی گناه کنج دلم سبز می شود
آقا شما شفاعت این ناصبور کن
می ترسم از شبی که به دجاّل رو کنیم
آقا تو را قسم به شهیدان ظهور کن


مسجد مقدس جمکران
گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی
از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی
گاهی اگر در چاه مانند پدر آه !
اندوه مادر را حکایت کرده باشی
گاهی اگر زیر درختان مدینه
بعد از زیارت استراحت کرده باشی
گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا
آیینهای را غرق حیرت کرده باشی
در سالهای سال دوری و صبوری
چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی
حتی اگر بیآنکه مشتاقان بدانند
گاهی نمازی را امامت کرده باشی
یا در لباس ناشناسی در شب قدر
از خود حدیثی را روایت کرده باشی
یا در میان کوچههای سرد و تاریک
نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی
پس بوده ای و هستی و میآیی از راه
تا حق دلها را رعایت کرده باشی
پس مردمکهای نگاه ما عقیمند
تو بوده ای بیآنکه غیبت کرده باشی !
شعر از : نغمه مستشار نظامی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرازهای از دعای ابوحمزه ثمالی :
آقای من پس به که استغاثه کنم اگر تو لغزشم را نادیده نگیری و به که پناه برم اگر عنایت تو را در آرامگاهم از دست بدهم و به که ملتجی گردم اگر تو غمم را برطرف نکنی،آقای من که را دارم و که بر من رحم کند اگر تو بر من رحم نکنی و فضل که را آرزو کنم در روز نیازمندیام اگر فضل تو را گم کنم و بهسوی چه کسی از گناهانم بگریزم در آن هنگام که عمرم بهسر رسد. ای آقای من مرا با اینکه به تو امیدوارم معذب مفرما. خدایا امید مرا تحقق بخش و ترسم را امان بخش، زیرا در این گناهان بسیار امیدی جز به عفو تو ندارم.
التماس دعـــــا
آخرین نظرات