بیا به حرمت باران
۱۳ شهریور ۱۳۸۴
بدون دیدگاه
بیا به حرمت باران ، مرا بهاری کن
بیا خزان نرسیده ست ، عشق ! کاری کن
بدون تو دل من از گناه لبریز است
بیا برای دلم باز سوگواری کن
چه می شود که کمی هم به یاد من باشی
شبیه کودک بی تاب ، بی قراری کن
صدای سنگ در آمد، سکوت جایز نیست !
بیا و طعنه بزن هر چه دوست داری کن
کویر تشنه لبم ، تو همیشه بارانی
بیا و این دل من را تو آبیاری کن
لیلا باباخانی
آخرین نظرات