بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘سپید’

مکالمه با خورشید

۹ شهریور ۱۳۸۷ ۸ دیدگاه

هر روز شیطان لعنتی

خط های ذهن مرا اشغال می کند

هی با شماره های غلط

زنگ می زند،‏

آن وقت من اشتباه می کنم و

او با اشتباه های دلم حال می کند.

دیروز یک فرشته به من می گفت :

تو گوشی دل خود را بد گذاشتی

آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ

آخر چرا جواب ندادی

چرا بر نداشتی ؟!

یادش به خیر آن روزهای

مکالمه با خورشید

که دفترچه های ذهن کوچک مرا

سرشار خاطره های ناب می کرد.

امروز پاره است آن سیم ها که دلم را تا آسمان مخابره می کرد .

با من تماس بگیر ،

خدایا حتی هزار بار

وقتی که نیستم

لطفا پیام خودت را

روی پیام گیر دلم بگذار.

عرفان نظرآهاری

شمشیر باستانی

در جایگاه تنگ فراموشی
در خواب سرد زنگ
فرو بودم
دستی مرا کشید
با خون خصم
دستی مرا جلا داد
من
شمشیر باستانی شرقم
اصحاب آفتاب بر قبضه‌ی قدیمی من کندند:
«یاران مصطفی
شمشیر زرنگار
حمایل نمی‌کنند…»
من
شمشیر باستانی شرقم:
پرورده‌ی مصاف
بی‌زار از غلاف!
مرحوم دکتر سیدحسن حسینی

عاشقی

۱۳ شهریور ۱۳۸۴ ۱ دیدگاه

مادرم می گفت :

عاشقی

یک شب است و

پشیمانی

هزار شب

حالا

هزار شب پشیمانم

که چرا

یک شب عاشق نبودم

رامین یوسفی