پاییز
آقا این صبح های پاییزی چقدر زیبا هستند




آقا این صبح های پاییزی چقدر زیبا هستند




من ندانم که کیم
من فقط می دانم
که تویی
شاه بیت غزل زندگیم
حمید مصدق
امروز ۱۳ شهریوره و ترمه ام سه سالگی اش را به پایان برد …

در آن پر شور لحظه …
دل من با چه اصراری ترا خواست ،
و من میدانم چرا خواست،
و می دانم که پوچ هستی و این لحظه های پژمرنده
که نامش عمر و دنیاست ،
اگر باشی تو با من،
خوب و جاویدان و زیباست .
پ. ن : چهارم شهریور ماه امسال هفده سال از فقدان شاعر بزرگ ایران مهدی اخوان ثالث میگذره ….
یادش گرامی
تهی بود و نسیمی .
سیاهی بود و ستاره ای
هستی بود و زمزمه ای .
لب بود و نیایشی
” من ” بود و “تو ” یی :
نماز و محرابی .
سهراب سپهری
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو، گل بشنو
هر کسی می خواهد داخل خانه پر مهر صفامان گردد
یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه کند
شرط وارد گشتن ، شست وشوی دل هاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم : ای یار ! خانه دوستی ، این جاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست ؟
نیلوفر عاکفیان
آخرین نظرات